برو ...!

 
 

رفتی؟

خوب برو

اما بدون یکی ارزو به دل مونده اینجا       داری میری؟    خوب برو

اما بدون یکی خسته تر از تو مونده اینجا       می خوای بری؟   خوب برو

داری کفشاتو می پوشی که بری؟   خوب برو

داری پالتوتو می پوشی که بری؟    خوب برو

داری حرف از رفتن میزنی؟    خوب برو

داری می گی  می خوای بری؟      خوب برو

برو منو تنها بزار                  برو اینجا رو هم تنها بزار

برو دل بکن از ارزوهام         برو خط بکش رو نشونی هام

برو همه جا فریاد بزن         برو همه جا رو رنگ تاریکی بزن

برو اقاقی ها رو تنها بزار      برو رو احساسم پا بزار

برو وقت رفتنت رسیده         برو برگای درختا تکیده

برو دیگه دیر می شه منم میمیرم         برو تا دیر نشده می خوام بمیرم

برو کفشات کنار دیواره اونجا     برو اما خاطرات می مونه اینجا

رفتی.....    رفتی ؟؟؟؟؟............     

دارم فریاد میزنم رفتی یا نه ؟     یا مثل فبلا بی محابا از تاریکی گذشتی یا که نه

این شعر از خودم بود .....نیشخند

 




ادامه مطلب

 
قالب وبلاگ